Horrible Bosses (رئیس های وحشتناک)

سرویس هنر جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش معرفی آثار سینمایی:

Horrible Bosses (رئیس های وحشتناک)

Horrible Bosses (رئیس های وحشتناک)

(تولید 2011)
کارگردان : Seth Gordon

نویسنده : Michael Markowitz (screenplay), John Francis Daley (screenplay), and 2 more credits

بازیگران : Charlie Day،Kevin Spacey،Steve Wiebe،P.J. Byrne،Jason Bateman

خلاصه فیلم : یک فیلم کمدی که داستان سه کارمند را روایت می کند که برای خلاص شدن از دست رئیس های بدجنسشان، تصمیم می گیرند آنها را به قتل برسانند.
داستان شامل سه رئیس بد ذات وحشتناک، و همچنین سه کارمند است که با یکدیگر هم قسم شده اند تا برای خلاص شدن از شر رئیس هایشان، آنها را به قتل برسانند! آنچه که فیلم را جالب تر می کند این است که می بینیم واقعا این سه رئیس چه آدم هایی وحشتناک و بدجنسی هستند، و کارمندانشان هم در نقشه به قتل رساندن رئیس هایشان چقدر بی عرضه هستند. البته فیلم هم نشان دهنده حقیقت دردناکی در جامعه آمریکاست و آن اینکه کارمندان در جایگاهی بسیار ضعیف و متزلزل هستند و رئسایشان هم می دانند که کارمندانشان در چه جایگاهی هستند!

رئیس های فیلم، به شکلی منظم و پیاپی زننده ترین و بی رحمانه ترین رفتار های ممکنه را از خود به نمایش می گذارند. در این فیلم پر بازیگر، خوشبختانه هر کدام در نقش کاراکتری قرار گرفته اند که اصطلاحا به آن کاراکتر هم می آیند. مثلا دیو هارکن ( با بازی کوین اسپیسی ) را در نظر بگیرید. یک آدم مغرور روانی که نیک، کارمند میان سال خود را (با بازی جیسن بتمان) مانند احمقی تصور می کند که هیچ نمی داند و مدام او را دست می اندازد. رئیس های دیگر هم که شاید اندکی از کوین اسپیسی بهتر باشند، با دیگران رفتاری تحقیر آمیز دارند و جهت خشنودی خود مدام آنها را تحقیر می کنند. هر کدام از این بازیگران برجسته، چند عدد از مشهور ترین دیالوگ های خود را به این فیلم قرض داده اند که البته در مواردی کمی عجیب و غریب و شاید نا همگون به نظر بیاید.

دومین رئیسی که ما می بینیم خانم دکتر جولیا هریس ( با بازی جنیفر انیستون) است.نام سومین رئیس، بابی پلیت (با بازی کالین فارل) است. بابی کنترل شرکت را از پدر محبوب اش به ارث برده و از آن برای زیاد کردن تعداد انسان های بدبخت این دنیا نهایت استفاده را می کند. کارمند بابی با نام کرت (با بازی جیسن سادیکیس) که در گذشته شاگرد و وردست پدر بابی بوده، اکنون با وحشت ناشی از صدای تلق و تلق کفش بابی تنها می ایستد و نگاه می کند که چطور بابی با زیاد کردن محدودیت ها و خون کارمندان را به شیشه کردن، سعی در ازدیاد سود شرکت، هر چند به مقدار محدود دارد.

نیک، ایل و کرت چند شب بعد از وقت کار با همدیگر دیدار می کنند تا پشت سر رئیس هایشان غیبت کنند و آنان را نفرین کنند. یک شب کار به جایی می رسد که هر سه تحریک می شوند تا رئسایشان را به قتل برسانند. برای عملی کردن این تصمیم، آنها به رستوران-کافه ای خطرناک و کثیف می روند تا یک قاتل سابقه دار را ملاقات کنند. در آنجا آنها با فردی با نام جونز (با بازی جیمی فاکس) ملاقات می کنند و ..


منبع : نقد فارسی



/987/

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه