فرهنگی و هنری

زندگـــی زیبـاســـت ( خواندنی )

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن. گردشـــی در کوچــه باغ راز کن. هر که عشقش در تماشا نقش بست. عینک بد بینی خود را شکسـت. علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت. عشق اسطرلاب اسرار خداست. من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام. درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام. دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها. می تپــد دل در شمیــــم یاسها. زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست. زندگی باغ تماشـــای خداســت. گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود. می تواند زشــت هم زیبا شــود. حال من، در شهر احسـاسم گم است. حال من، عشق تمام مردم است. زنـدگــی یــعنـی همیـ

ادامه مطلب ...
گلواژه های نـــــاب و پرمعنای زندگی

گلواژه های نـــــاب و پرمعنای زندگی. سازنده ترین کلمه گذشت است. آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه ما است. آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه عشق است. به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه تنفر است. با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه من است. از آن حذر کن. ناپایدارترین کلمه خشم است. آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه ترس است. با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه کار است. به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه طمع است. آن را بکش. سازنده ترین کلمه صبر است. برای داشتنش دعا کن. روشن ترین کلمه امید است. به آن امیدوار باش. ضعیف ترین کلمه حسرت است. حسرت کش نباش. تواناترین کل

ادامه مطلب ...
نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم !!

نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم. نه چنانم که تو گویی. نه چنینم که تو خوانی. و نه آنگونه که گفتند و شنیدی. نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیرِ کسی بسته‌ام و بردۀ دینم. نه سرابم، نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم. نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستادۀ پیرم. نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم. نه جهنم، نه بهشتم که چُنین است سرشتم. این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم. بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم . حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هوی. نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو.

ادامه مطلب ...
برای امام علی (ع) و مظلومیتش

برای علی (ع) و مظلومیتش. این کوچه ها مهتاب بارانند، با تو. آرامش ماقبل طوفانند، با تو. از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان. در چارده تحریر می خوانند، با تو. "انا الیه راجعون" می ریزد از شب. آیات رحمان رو به پایانند، با تو. این قوم خواب آلود، غیر از نارفیقی. رفتار و کرداری نمی دانند، با تو. شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت. هرچه محمد(ص) نهی کرد، آنند با تو. در چلچراغ شام نه، در شمع کوفه. عدل و مروت با تو تابانند، با تو. حالا که داری می روی مسجد، ملائک. "فزت و رب الکعبه" می خوانند، با تو. سجاده گشته رنگین. محراب کوفه سجادخط اسارت آمد. امشب به محو

امام علی ع

ادامه مطلب ...
جملات و متن های ادبی زیبا از فردوسی

فردوسی. دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد . فردوسی. گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است . فردوسی. خرد برترین هدیه الهی است . فردوسی. خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست . فردوسی. کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی. بی خردی اسارت بدنبال دارد . و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی. خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . فردوسی. اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند

جملات و متن های ادبی زیبا جملات و متن های ادبی جملات متن زیبا

ادامه مطلب ...
جملات و متن های ادبی زیبا از مولانا

مولانا. گشاده دست باش ،جاری باش ،کمک کن (مثل رود). باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید). اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب). وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ). متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک). بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ). اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا. هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا. هین رها کن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی. آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان. آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای. ص

جملات و متن های ادبی زیبا جملات و متن های ادبی جملات متن زیبا

ادامه مطلب ...
ناصرخسرو و بزرگی در شعر و ادب فارسی

ناصر خسرو ؛کلامش اشعارش همگی پند وموعظه و عبرت گرفتن از اوضاع زمانه است؛ که آدمی بایست قدر عمر و فرصت ها را بداند و سرگردان و بی هدف نباشد. به کار و توسعه آن اشتغال ورزد، اهل صداقت درستی وراستی و یکرنگی باشد، سلیم نفس و درویش مسلک باشد، یاوه گو وگزاف گو مباشد زیاده خواه نباشد ،پیرو حق و حقانیت باشد و در دین خود استوار و پر تلاش و اهل علم و تحقیق ،تدبر، تدبیر ،تفکر، تعقل باشد. شاعران و نویسندگان از محیط اطراف خودبسیار تاثیر پذیر هستند و در نوشتار نویسندگان و شیوه شعر گفتن آنان کاملا مشهود است یکی از این مصادیق ناصر خسرو نویسنده ,شاعر, ادیب ,فیل

ادامه مطلب ...
شعر زیبای منم زیبا...

منم زیبا. که زیبا بنده ام را دوست میدارم. تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید. ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد. رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود. تو غیر از من چه میجویی؟. تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟. تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم. تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن. که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم. طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت. که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که. وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد. تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والا

شعر منم زیبا شعر زیبای زیبا شعر های زیبای زیبا

ادامه مطلب ...
از آدمها دلگیرم...چون !!!

آدمها چه موجوداتی دلگیری هستند. وقتی سوزنشان را نخ میکنی. تا برایت دروغ ببافند . چقدر میچسبد سیگارت را در گوشه ای بکشی. و هیچ کس با خنده های تو / به عقده هایش پی نبرد. از آدم ها دلگیرم. که خوب های خودشان را از بد ِ تو / مو شکافی میکنند. و بد هایشان را در جیب های لباس هایی. که دیگر از پوشیدنش خجالت میکشند / پنهان میکنند. از اینکه ژست یک کشیش را میگیرند وقتی هوای اعتراف داری. و درد هایت را که میشنوند. خیالشان راحت میشود هنوز میتوانند کمی خودشان را از تو / کشیش تر ببینند. از آدم ها دلگیرم. وقتی تمام دنیایشان اثبات کردن است. همین که گیرت بیاورند. ت

ادامه مطلب ...
شعر مخصوص شب یلدا

شعر مخصوص شب یلدا. در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام. در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام. کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست. کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام. مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام. در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام. در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق. فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام. فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل. وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام. خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود. من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام. سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز. از همین یلدا به عشق آ

شعر مخصوص شب یلدا شعر های مخصوص شب یلدا شعر مخصوص یلدا

ادامه مطلب ...
آب را گل نكنیم- سهراب سپهری

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب. یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید. یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد. آب را گل نکنیم:. شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی. دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب. زن زیبایی آمد لب رود،. آب را گل نکنیم:. روی زیبا دو برابر شده است. چه گوارا این آب!. چه زلال این رود!. مردم بالادست، چه صفایی دارند!. چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!. من ندیدم دهشان،. بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست. ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام. بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است. مردمش می‌دانن

آب سهراب سپهری گل سهراب سپهری

ادامه مطلب ...
ضرب المثل کله اش بوی قرمه سبزی می دهد!

این عبارت مثلی در مورد کسی به کار می رود که نسبت به مقام بالاتر سخنان درشت و توهین آمیزی بگوید و یا علیه مصالح کشور قیام و اقدام کند که اعمال و رفتارش مستحق اشد مجازات باشد . در عصر حاضر محکومان به اعدام را به وسیله چوبه دار، یا تیرباران ، یا دراطاق گازو یا روی صندلی الکتریکی اعدام می کنند . اما در زمانهای قدیم که حکومت مطلقه و خودکامه حکمفرما بود سلاطین و حکام و امرای هر منطقه در سیاست مجرمین بسیار بی رحم و سختگیر بوده اند و در کشتن افراد محکوم که به حق یا به ناحق مورد خشم و غضبشان واقع می شده اند روشهای مختلف به کار می برده اند که در کتب تار

ضرب المثل اش کله اش بوی قرمه سبزی می دهد کله بوی قرمه سبزی

ادامه مطلب ...
دلنوشته های زیبا از حسین پناهی

از شوق به هوا. به ساعت نگاه میکنم. حدود سه نصف شب است. چشم میبندم که مبادا چشمانت را. از یاد برده باشم. و طبق عادت کنار پنجره میروم. سوسوی چند چراغ مهربان. و سایه کشدار شبگردان خمیده. و خاکستری گسترده بر حاشیه ها. و صدای هیجان انگیز چند سگ. و بانگ آسمانی چند خروس. از شوق به هوا میپرم چون کودکیم. و خوشحال که هنوز. معمای سبز رودخانه از دور. برایم حل نشده است. آری از شوق به هوا میپرم. و خوب میدانم. سال هاست که مرده ام . صـدای پای تو که می روی. صـدای پای مــرگ که می آید . . . . دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !. به خوابی هزار ساله نیازمندم. تا فرسودگی

دلنوشته های زیبا حسین پناهی دلنوشته حسین پناهی دلنوشته ی حسین پناهی

ادامه مطلب ...
شعر مادر از فریدون مشیری

تاج از فرق فلک برداشتن. جاودان آن تاج بر سرداشتن. در بهشت آرزو ره یافتن. هر نفس شهدی به ساغر داشتن. روز در انواع نعمت ها و ناز. شب بتی چون ماه در بر داشتن. صبح از بام جهان چون آفتاب. روی گیتی را منور داشتن. شامگه چون ماه رویا آفرین. ناز بر افلاک اختر داشتن. چون صبا در مزرع سبز فلک. بال در بال کبوتر داشتن. حشمت و جاه سلیمانی یافتن. شوکت و فر سکندر داشتن. تا ابد در اوج قدرت زیستن. ملک هستی را مسخر داشتن. برتو ارزانی که ما را خوش تر است. لذت یک لحظه "مادر" داشتن !. </form>.

شعر مادر فریدون مشیری شعر مادر فریدون شعر مادر مشیری

ادامه مطلب ...
ضرب المثل پنبه اش را زدند !

اصطلاح بالا کنایه از این است که اسرارش را فاش و برملا کردند و به مردم فهمانیدند که توخالی است و چیزی در چنته ندارد . خلاصه آن طوری که بود نه آنچنان که می نمود شناسانیده و رسوا گردیده است . یکی از مراسم جالب که در بعض اعیاد وجشنها ضمن سایر برنامه ها اجرا می شد ، این بود که مسخره و دلقکی لباس مضحک می پوشید که داخل و لابلای آن لباس پر از پنبه بود و قسمتهای لخت و عریان بدن او هم پوشیده از گلوله های پنبه ای بوده است که مسخره و دلقک را به صورت پهلوان پرباد و بروتی نشان میداد . این پهلوان نامدار! با این ریخت مضحک با یک نفر حلاج که کمانی در دست داشت در

ضرب المثل پنبه ضرب المثل با پنبه ضرب المثل اش

ادامه مطلب ...
شاعر بزرگ و عاشق پارسی ، شهریار

شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشت های غزل بود، می خرامید و چشم زیبا دوستِ «شاعـری» را به خود وا می داشت. آن جا که در دامـن دل انگیز «حیـدر بابا» طنیـن می افکند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا بدان جا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاکساری اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می ستاییم. ****************. «شهریار» شاعر پرآوازه پارسی‌گوی آذری‌زبان در

شاعر بزرگ شهریار

ادامه مطلب ...
خانه جالب و قدیمی سیمین دانشور ! ( تصویری )

سیمین دانشور، همسر جلال آل احمد یکی از نویسندگان شهیر معاصر بود. این بانوی مترجم، نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشته است. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. سووشون از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. دانشور همچنین عضو و نخستین رییس کانون نویسندگان ایران بود. مبلی که سیمین دانشور در ایام بیماری همواره روی آن استراحت می کرد. جلال آل احمد در خرمشهر. نقاشی مادر سیمین دانشور که قدمتی حدود هشتاد سال دارد. بخشی از جوایز و تقدیرنامه ها از دکتر سی

خانه سیمین دانشور

ادامه مطلب ...
سر گذشت جالب كل علی؟ (ضرب المثل)

(ضرب المثل های شیرین ایرانی یکی از راه های آموزش سبک زندگی در قدیم و حال بوده و میباشد ). چون یک نفر به دقت تمام برای دیگری حرف بزند اما آخر کار ببیند که حرفش در او اثر نکرده، این مثل را به زبان می‌آورد. یک بابایی مستطیع شده بود و به مکه رفته بود و برگشته بود و شده بود حاجی و همه به او می‌گفتند: حاجلی (حاج علی). اما یک دوست قدیمی داشت که مثل قدیم باز به او می‌گفت: کللی (کل علی ـ کربلایی علی). مثل اینکه اصلاً قبول نداشت که این بابا حاجی شده!. این بابا هم از آن آدم‌هایی بود که تشنه عنوان و لقب هستند و دلشان لک زده برای عنوان! اگر هزار بلا سرشان

ضرب المثل سر ضرب المثل سر به ضرب المثل گذشت

ادامه مطلب ...
شعرهای زیبا در باب مــــــادر

شعر مادر. مادر بهشت من همه آغوش گرم تست. گوئی سرم هنوز به بالین نرم تست. مادرحیات با تو بهشت است و خرّم است. ور بی تو بود هر دو جهانش جهنّم است. ما را عواطف این همه از شیر مادر است. این رقّتی که دردل وشوری که درسراست. اغلب کسان که پرده حــــرمت دریده اند. در کودکی محبّت مــــادر ندیده اند. امروز هستیم به امید دعـــــای تست. فردا کلید باغ بهشتم رضای تست. حدیث از خــــــــــــــاتم پیغمبـــران است که جنّت زیر پـــــــــای مادران است. بزن بر پای مــــــــــــــادر بوسه از شوق که خاک پــــــای او رشک جنان است. گرچه در عالم پد ر دارد مقامی ارجمند لی

ادامه مطلب ...
اشعار روز پدر (پروین اعتصامی)

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل. تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من. یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند. مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من. مه گردون ادب بودی و در خاک شدی. خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من. از ندانستن من، دزد قضا آگه بود. چو تو را برد، بخندید به نادانی من. آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت. کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من. بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم. آه از این خط که نوشتند به پیشانی من. رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی. بی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من. بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند. قدمی رنجه کن از مهر، به مه

اشعار روز پدر اشعار پروین اعتصامی پدر اشعار پروین اعتصامی

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه